نقد و بررسی The Last of Us Remasterd

The Last of US برای PS4 تایید شد.شاید این خبر برای کسانی که نتوانستند این شاهکار را بر روی PS3 تجربه کنند بهترین خبر ممکن بود.قبل از این موضوع ناتی داگ سر نخ هایی مبنی بر این موضوع نشان داده بود ولی کسی راجه به این شایعه به درستی مطمئن نبود.سرانجام در تاریخ ۱۰ آپریل ناتی داگ دست از مخفی کار برداشت.

به طور رسمی نسخه ی Remasterd این بازی را تایید کرد.بازی های بسیار های زیادی بودند که خواستند تم آخر الزمانی را برای ما روایت کنند.این گونه بازی قصد داشتند که دنیایی بدون قانون و سرشار از هرج و مرج را برای بازیکنان به نمایش بگذارند.بهترین نمونه بارز نسخه ی اول تا سوم سری رزیدنت اویل هست که به خوبی توانست به این موضوع بپردازد.مثال های بسیار زیادی در رابطه با این موضع وجود دارند ولی هیچکدام به هیچ وجه نتوانستند موضوع اخر الزمانی را به خوبی کالبد شکافی کنند.ولی TLOU با همه این ها فرق داشت.از هر نظر که بخواهیم به این بازی نگاه کنیم میتوانتیم متوجه خاص بودن بازی شویم.ناتی داگ باعث شد که ما شاهد سبکی جدید در سبک Survival Horror باشیم.سبکی که تا سال ها میتواند الگویی برا بازی های دیگر شود.

نام:The Last of Us Remasterd

ناشر:Sony Cpmputer Entertainment

سازنده:Naughty Dog

سبک: Survival Horror Action Adventure

پلتفرم: PS4

تاریخ انتشار:۲۹/۷/۲۰۱۴ (هفتم مرداد)

همانطور که میدانید بازی از لحاظ گرافیکی پیشرفت چشمگیری نسبت به نسخه ی PS3 داشته است.ناگفته پیداست که همچین پیشرفتی حاصل چندین ماه کار شبانه روز است.جلوه های بصری و تکسچر ها پیشرفت بسیار قابل قبولی داشتند.در کنار این ها نورپردازی نیز پیشرفتی قابل توجه دشته است که باعث زیبایی هر چه تمام تر محیط میشود.میدانید که بازی بر روی ۶۰ فریم و کیفیت ۱۰۸۰p اجرا میشود.فریم ریت بازی دوبرابر شده است و کیفیت بازی نیز از ۷۲۰p به ۱۰۸۰p رسیده است.تمام این ها به لطف موتور In-House است که باعث شد ما شاهد همچین گرافیکی فراتر از یک بازی معمولی باشیم.البته قدرت سخت افزار کنسول PS4 فراموش شود.

نسخه ی نسل قبل این عنوان بودن شک جزء بهترین گرافیک های نسل پیش بود.به گفته  Naughty  Dog یکی ازسخت ترین کارهایی که در این چند ساله انجام داده است بازی سازی و ریبوت کردن اینچنین گرافیک بالایی بر روی یک سخت افزار جدید است.گرافیکی که در کان سیت ها تعبیه شده است پیشرفتی بسیار عالی داشته است و همانند گذشته نبوغ بالای استدیو ناتی داگ را نشان میدهد.در کنار نکات خوب گرافیک بازی،موشن کیپچر بی نظیری از Naughty Dog شاهد هستیم. طبق گفته ی Nail Drukman برای ساخت این بخش به بهترین شکل ممکن تیم ما ماه ها بدون هیچ وقفه ای سخت مشغول کار بود که واقعا هم به خوبی از پس این کار سخت بر آمده اند.در مبارزات تن به تنی که با جوئل یا الی انجام میدهید میتوانید ببیند که ضربات و حرکات بسیار واقعی و طبیعی میباشند.ضربات مشت یا ضربات سلاح های سرد به خوبی کار شده اند و شما از دیدن این چنین لحظه های لذت کامل را میبرید.

هوش مصنوعی این بازی نیز همانند تمامی قسمت های ذکر شده بسیار عالی کار شده است.معمولا یارهایی که در این نوع بازی ها وجود دارند بسیار آزار دهنده و اضافی است ولی هوش مصنوعی الی به شکلی طراحی و برنامه نویسی نشده است که باعث مرگ شود و حتی کمک های بسیار خوبی به شما در مبارزات میکند.در یک نگاه کلی و اجمالی گرافیک بازی فوق العاده است ولی تنها مشکل این بخش از نظر بنده طراحی نه چندان جالب دشمنان و شخصیت های موجود در بازی در هنگام حرکت های سریع و دویدن است.فیزیک بدنی آن ها ضیف است و هنگام دویدن آن ها اگر کمی با دقت به آن ها توجه کنید متوجه این ضعف خواهید شد.البته این مشکل،چالشی بزرگ برای دیگر استدیو ها نیز هست و فقط ناتی داگ از آن رنج نمیبرد.همانطور که بالاتر اشاره شد گرافیک هنری،فنی،هوش مصنوعی و دیگر موارد The Last of Us:Remasterd به بهترین شکل ممکن طراحی و ساخته شده است

 داستان همانند یک روح است.اگر نباشد جسم به درد نمیخورد و به اصطلاح بی روح است.بازی نیز همانند جسمی است که به داستان نیاز دارد.بازی های زیادی بودند که از هر نظر که فکرش را بکنیم قوی بودند ولی محتوایی از داستان در آن ها نبود.بهترین نمونه و مثال برای اینگونه بازی های سری Crysis است.معمولا بازی هایی که اخرالزمان را روایت میکنند از قده ای به نام کلیشه رنج میبرند.تکرار داستان های استفاده شده در این بازی ها موج میزند.اینگونه بازی ها اکثرا به این شکل روایت میشوند که  شما در نقش قهرمان بازی هستید و شهری که در آن زندگی میکنید را یک ویروس فرا میگیرد و شخصیت بازی در ابتدا شوکه میشود و رفتار های ناشیانه از خود بروز میدهد ولی در ادامه تبدیل میشود به قهرمان شهر و یک ناجی شجاع.بدون هیچ تاملی خواهید فهمید که در این گونه داستان ها تکرار و کلیشه بیداد میکند.

تا حد ممکن سعی شده است که داستان بازی اسپویل نشود

TLOU با تمام این مثال هایی که ذکر شد فرق دارد.روایت بازی به گونه ای تازه و نو است.شما در نقش مردی به نام Joel قرار دارید.او در ابتدا از فاجعه ای که بر سر تگزاس آمد خبر نداشت. وقتی که به همراه برادرش تامی قصد داشتند از شهر زامبی زده بیرون بروند تصادف کردند و در ادامه مجبور شدند که از هم جدا شوند. در ادامه او دخترش سارا را به خاطر دستوری بی جهت از یک فرمانده نظامی از دست میدهد و این موضع درد بزرگی در اعماق وجودش به وجود می آورد.

۲۰ سال پس از این فاجعه و اتفاق میگذرد.دیگر در وجود مردم حس انسان دوستانه ای وجود ندارد و همه فقط و فقط به فکر منافقع خودشان هستند.دلیل روی دادن این فاجعه به این شکل است که یک قارچ سمی و کشنده سرتاسر بشریت را فرا میگیرد.این قارچ با پخش هاگ هایش در میزبان،باعث میشود که انسان کنترل مغز را از دست بدهد و حرکاتی عجیب از خود بروز میدهند.در ادامه به جوئل ماموریتی واگذار میشود که دختری ۱۴ ساله به نام Ellie را به گروه FireFly برساند.بدن و خون این دختر در مقبل گاز گرفته شدن مقاوم است و باعث نمیشود که او تبدیل به زامبی یا کلیکر شود.در ابتدا این دو نفر مشکلاتی باهم داشتند ولی در ادامه رایطه ای عمیق و بسیار زیبا بین این دو شکل میگیرد.رابطه همانند پدر و دختر.

به خوبی این موضع ثابت شده است که زامبی ها یکی از ارکان اصلی بازی های اخر الزمانی هستند و وجودشان از نظر برخی ها هیجان انگیز است.البته اگر کمی به این بازی ها توجه کنیم میبینیم که زامبی به شدت تکراری و خسته کننده شده اند و بدون هیچ پیشرفتی از یک بازی به بازی دیگر میروند.ولی باز هم ناتی داگ  با خلق کلیکر ها (Clicker) قدرت بالای تفکر و نبوغش را به همه ی گیمران و منتقدان ثابت کرد.کلیکر نمیتواند چیزی را ببیند و فقط به صداها حساس است. اگر شما در مکانی که کلیکر ها وجود دارند تیر اندازی کنید یا عملی انجام دهید که باعث ایجاد صدا شود باید خود را برای حمله ی سریع و بی رحمانه ای از آن ها آماده کنید.بی شک این اخر الزمانی که ناتی داگ با Joel و Ellie خلق کرده است را ما تا سال ها می توانیم به عنوان بهترین الگو برای این سبک ببینیم.

سیستم گیم پلی تیر اندازی و کاورگیری برای بازی های سوم شخص امری حیاتی به حساب می آید و پردازش به این اصل میتواند بسیار مثمر ثمر واقع شود.همانطور که در بالاتر اشاره شد،شما در نقش مردی به نام جوئل قرار دارید.او در مبارزات تن به تن بسیار قوی است ولی اگر یک کلیکر در سر راهتان سبز شود قدرت بالای او نیز به کمکتان نمی آید و کشته میشوید.سازندگان بازی همان کسانی هستتند که سه گانه ی Uncharted را خلق کردند.پس دور از انتظار نیست که المان های آن بازی نیز در TLOU استفاده شود.سیستم کاور گیری و تیر اندازی شباهتی خاصی به انچارتد دارد.حال اگر این گیم پلی عالی را به محیطی اخر الزمانی،سخت،ترسناک و بی رحم اضافه کنید بی شک با چیزی روبرو میشوید که در این چند ساله در صنعت گیم وجود نداشته است.

این بازی Call of Duty نیست که در هر مکانی که فکرش را بکنید گلوله وجود داشته باشد.شما باید برای تیرهایتان و وسایلی که دارید یه برنامه ریزی خوب بکنید و از آنها به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.منبعی که برای به دست اوردن گلوله وجود دارد بسیار زیاد نیست.اکثرا شما باید تیرهای باقی مانده از دشمنان کشته شده را بردارید و یا کلیکر هایی که قبلا انسان بودن و با خود گلوله به همراه داشتند.همچنین در اتاق ها و در کشو ها به دنبال تیر و دیگر چیزهای مورد نیاز بگیردید.سیستم کوله پشتی جوئل بسسیار خلاقه است.شما برای این که بتوانید در ادامه ی بازی برای بقا بجنگید باید تمامی چیزهایی را که دارید را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنید. برای ساخت یک دارو به وسایلی نیز دارید که گاهی اوقات پیدا کردنشان همانند پیدا کردن یه سوزن در انبار کاه است.در کنار این ها شما قابلیت ساخت وسایل دیگر همچون molotov cocktail یا Shiv Bomb را دارید که برای نابود کردن کلیکر های انبوه و غول کلیکر ها به شدت قابل استفاده هستند.شما میتوانید در طول بازی ۶ اسلحه با خود همراه کنید.هریک از این اسلحه ها به خودی خود میتواند به شما کمک کند.از نظر من بهتریت آن ها شاتگان است که میتواند با یک تیر از فاصله ی نزدیک دشمن را نیست و نابود کند.البته برای این که بخواهید کلکیر ها صدای تیر اندازی شما و دشمنان را نشنوند بهترین گزینه تیر و کمان است.

گیم پلی بازی به طوری ساخته شده است که به اصطلاح معتاد کننده است.معتاد کننده از جهت این که داستانی را با خود به همراه دارد که بی نظیر است .تلفیق این دو عنصر با یکدیگر باعث شد که با بگوییم گیم پلی “معتاد کننده” است.از نظر من گیم پلی  بازی سوم شخص باید سریع،سرشار هیجان و اکشن و قابل تحمل باشد که در اولین نگاه به The Order;1886 نیز به ان اشاره کردم.ولی TLOU بازی است که قانونی جدید به نام خود در شوتر سوم شخص به وجود آورد.قانونی که نظیرش را شاید در نسخه ی اول تا سوم رزیدنت اویل شاهد بودیم

داستان هماننند روح برای بازی است.اگر روح و جسم(بازی) در کنار یکدیگر باشند باید یک مکمل حرکتی نیز داشته باشند.از نظر من موسیقی این مکمل حرکتی است.اگر در یک بازی موسیقی وجود نداشته باشد شما هیچ لذتی نخواهید برد و به اصطلاح بازی کسل کننده و یکنواخت میشود.موسیقی در این بازی چنان تاثیر گذار است که بی شک اگر ما شاهد همچین چیزی نبودیم،TLOU نمی توانست به چنین موفقیت های بزرگ و عظیمی دست یابد.آقای Gustavo Santaolalla کسی است که باعث شد TLOU کامل شود.او با ساخت آهنگ های گوش نواز و دلچسب،به زیبایی هر چه تمام تر به دست پخت ناتی داگ اضافه کرد.اگر بخواهیم تمامی سکانس هارا موشکافانه مورد نقد قرار دهیم میبینم که همه ی موسیقی ها تناسبی کامل و مطابق با محیط و جو سنگین بازی دارند.برای مثال وقتی که دختر جوئل یعنی سارا جان خود را از دست داد ،آقای Gustavo Santaolalla با ساز Charango خود چنان جو غمناکی را به وجود آورد که تاثیری عمیق و البته ناراحت کننده بر روی بازیکن میگذارد.(از جمله خود من).از نظر بنده لایق تر از ایشان برای این بخش نبود چرا که اون فردی است که توانسته دو جایزه ی اسکار به دست آورد که همین دو جایزه مهر تاییدی برای برتری این بخش بود.پیشنهاد میکنم که اگر هننوز موففق نشده اید این بازی بی نظیر را تجربه کنید، به سراق موسیقی های فوق العاده اش بروید.

صداگذاری شخصیت های این بازی در حد واقعیت است.دیالوگ های رد و بدل شده بین آنها تاثیرگذار و قابل تحسین هستند و شما میتوانید حس های یک انسان از جمله غم و شادی را کاملا حس کنید.حس درد و شکست در صدای جوئل موج میزند.حسی که پس از مرگ دخترش سارا در وجودش پدیدار شد.Troy Bake را احتمالا همه ی شما میشناسید.او فردی است که صدایش باعث میشود که کاراکتر زنده شود و حس کنید که شخصیت با شما ارتباط داشته است.درمراسم VGX سال ۲۰۱۳ او برای صداگذاری Joel و Boker DeWitt(در بازی BioShock:Infinite) کاندید بود که در آخر برای صداگذاری جوئل توانست جایزه را به دست آورد.در کنار این ها صداگذاری Ellie نیز بر عهده ی خانم Ashley Johnson است.با این که او قبلا تجربه ی خاصی برای صداگذاری نداشته ولی توانست به بهترین شکل ممکن به الی جان دهد.همانطور که گفته شد صداگذاری شخصیت های اصلی بسیار عالی است هیچ جای حرفی باقی نگذاشته است.پس تا به حال بخش صداگذاری و موسیقی این بازی تا به حال هیچی مشکلی نداشته است.صداگذاری تیر اندازی ها،کلیکر ها و رانر و البته دشمنان نیز بسیار زیبا کار شده است.

طبق گفته ی ناتی داگ برای ظبط تیر اندازی حدود چند ماه کار شبانه روز کرده است که توانست مزد زحمت خود را نیز بچشد.اگر باعث شوید که کلیکر ها متوجه حضور شما شوند،صدایشان به قدری به شما استرس وارد میکند که باعث میشود فرار را به جای مبارزه ترجیح دهید.صدای آنها بسیار جذاب،واقعی و البته ترسناک است.وقتی شما در بازی تیر اندازی میکنید،افکت گلوله ها همانند واقعیت هستند و هر تفنگ صدای خاص خودش را زمان تیراندازی دارد.در کنار تمام این ویژگی ها،صداگذاری دشمنان نیز همانند بقیقه بخش ها در این قسمت فوق العاده است.وقتی که کلیکر ها و یا شما به آنها حمله میکنید به راحتی میتوانید حس ترسی تازه را در صدایشان درک کنید.صدای ترسی که قابل احساس و درک است.

The Last Of Us چه در نسخه ی PS3 و جه در نسخه ی PS4،جفتشان شاهکار بودند.تا به امروز هر چیزی که شما درباره ی اخر الزمان تصورش را میکردید دور بریزید چرا که ناتی داگ با سبک و المان های جدید در نسل قبل وارد رقابت شد و در نسل حاضر نیز شاهکار خود را کامل کرد.TLOU بازی است که بالای ۲۰۰ بار توسط منتقدان مجله های خارجی و سایت های معتبر به عنوان بهترین بازی سال شناخته شده است که این موضوع واقعا افتخاری تاریخی برای ناتی داگ و سونی است و شاید تا چندین سال آینده ما شاهد چنین موفقیتی بزرگ نخواهیم بود.این بازی بی شک جزء آن دسته عناوینی است که بازی کردن آن برای یک گیمر امری حیاتی است چراکه با شاهکار نسل قبل روبرو هستیم.تنها چیزی که شما برای تجربه این عنوان بی نظیر لازم دارید یک کنسول نسل هفتمی یا نسل هشتمی سونی است.چه بصا که اگر شما کنسول نسل هشتمی را داشته باشید میتوانید لذت تجربه ای دوبرابر را احساس کنید.

1

قسمت های ستاره دار الزامی هستند لطفا فارسی تایپ کنید.